خرید بک لینک

آینه های شهر

الیف شافاک

تهمینه زاردشت

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1394

داستان یک شهر و ساکنان آن است . مردمی با ادیان مختلف که در کنار هم زندگی می کنند ، مسلمان ها ، یهودی ها و مسیحی . داستان هایی که به صورت کامل به دنبال هم نیست تکه های پراکنده ای که در کنار هم قرار می گیرند و قصه اصلی را می سازند . اما محور اصلی ماجرا بر پایه خانواده ای مسیحی است که در اصل یهودی بوده اند . مرد پزشکی معروف و اهل فلسفه است پسری دارد که امید دارد جانشین او در علم پزشکی شود همسری که از او دور است و برادری که افسارگسیخته است و ....

یه جور داستانی که انگار یک مهی اونو در برگرفته تا رمز آلودش کنه من چیز خاصی توش نمی دیدم و به نظرم این مه هم نتونسته بود جذابش کنه خیلی با ملت عشق تفاوت داشت البته خوب شایدم ترجمه نقش مهمی داشته باشه اما در هر صورت کنار هم زندگی کردن ادیان را زیبا به تصویر کشیده بود ولی با این حال من خوشم نیومد .

خانم شافاک هم روزنامه نگارن هم نویسنده و هم استاد دانشگاه و در زمینه حقوق زنان هم شدیدا فعالند .

قسمت های زیبایی از کتاب

مگر دیه گوی کوچک فقط و فقط پسر او نبود؟ مگر از خون خودش نبود که چنین پا می گرفت و هر روز زیباتر می شد؟ آیا روشن ترین دلیل این واقعیت نبود که دست های مشت کرده ،نرم و سفید هر کودکی بیش از پدر به مادرش تعلق دارد؟

برای اینکه کودک راحت به دنیا بیاید لازم است مادرش از ترس هایش آزاد شود . در غیر این صورت کودک محکم به رحم می چسبد و با تمام قوا از بیرون آمدن خودداری می کند . بعضی از کودکانی که تا حد مرک از بیرون رحم می ترسند و ظلمت را امن تر از روشنایی می دانند ، ترجیح می دهند بند ناف را به گردن پیچیده ، همان جا جان بدهند اما تسلیم نشوند . به همین خاطر زائو باید پاره ای از خون ، خمیر مایه زندگی و جانش را به فرزندش بدهد نه ترس هایش را .

احتمال اینکه هر اتفاقی بیفتد وحشتناک تر است از اتفاقی که در همان لحظه واقع می شود .

همان قدر که می ترسی می توانی شهامت داشته باشی . هر چه قدر که به اعماق سقوط کنی می توانی به همان اندازه عروج کنی .


برچسبها: الیف شافاک, تهمینه زاردشت, انتشارات نیلوفر
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 10:37 توسط فرانک |

برچسب: نویسنده: علی اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 13:27

صفحه بندی