
مگره و شبح
ژرژ سیمنون
عباس آگاهی
انتشارات جهان کتاب
سال نشر : 1395
لنیون یکی از افسران پلیس به شدت مجروح شده و مگره در ابتدای امر متوجه می شه اون چند وقته به خونه زن جوانی اون اطراف می رفته و احتمالا چیزی کشف کرده بوده در ادامه با همسایه ثروت مند و اهل نقاشی اونها آشنا می شیم تا داستان توی مسیر جدیدی بیفته .
خوب من خیلی مگره را دوست دارم 2 تا کتاب جدید توی تازه های نشر ازش واقعا محشره . این کتابم بد نبود . یک کمی سرسری و هول هولکی بود اخرش اما در مجموع بد نیست اگر اهل دنبال کردن مجموعه هاش هستین به نظرم توی ذوق نمی زنه حالا هر چند معرکه نباشه .
قسمت های زیبایی از کتاب
آدم ها همیشه اون چیزی نیستند که نشون می دند و اگه می شد پشت ظاهرشون رو ببینی با چیزهای حیرت انگیزی رو به رو می شدی .
مادام مگره به او نمی گفت عزیزم و مگره به او نمی گفت جانم . وانگهی این کارها به چه دردی می خورد . چون آن دو به عبارتی احساس می کردند که شخص واحدی هستند .
برچسب:
نویسنده: علی اکبرینژاد