شب ظلمانی یلدا/ جولایی | بلاگ

شب ظلمانی یلدا/ جولایی

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

شب ظلمانی یلدا

 

رضا جولایی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395

در ابتدای کتاب شاهد مردی هستیم که در جنگ ایران و روس ها زخمی شده و زنی او را نجات می دهد و مرد قصه زندگی خود را می گوید این که در اصفهان نقاش بوده و عاشق دختری از مسیحیان اصفهان ساکن آن سوی رود می شود و اینکه دختر آن قدر از تنها گذاشته شدن می ترسیده که سرانجام ترکش می کند و ....... قسمت دوم کتاب نیز شرح زندگی زن مسیحی اصفهانی است که مرد را نجات داده .....

بله برگشتم که معرفی آقای جولایی را کامل کنم اینم یک کتاب دیگه از ایشون از دوران تاریخی گذشته . یک چیزیش را دوست دارم اینکه از اصفهانه و دیگه این که یه جورایی جلوی چشمت روشن می شه روزهای گذشته زندگی چه طور بوده مسیحی های اصفهان توی چه رنجی بودند چه فاصله ای این سمت و اون سمت رودخانه بوده مردن حاکما اومدن قحطی چه شرایطی را به وجود می آورده و حس می کنی بخواهیم و نخواهیم روزای سختم می گذرن حالا نه به کام ما ولی می گذرن تا دوران ها و روزگارها بیان و برن و .....

من خوشم اومد و البته باید بگم سبکش یک مقدار متفاوت تر از کتاب های قبلیشونه جملات شاعرانه و حالت های بیشتری از رمان نو

 

قسمت های زیبایی از کتاب

صباغی هستم در اصفهان . نقاشی می کنم و نقش ها را خود رنگ می کنم. نقش های بدیع بر پارچه باسمه می زنم . بر روی آن روغن کتان می کشم . خانه ام در کنار صباغ خانه است . در خانه ام شاه پسند و لاله عباسی می کارم و یاسمن های زرد و آبی و سفید . آن سوی حیاطم تاکستانی کوچک است . گل انار پرپر ، خرمالوهای نارنجی .

 

هر آنچه مرگ را پس براند شایسته ی تقدیس است اما عشق خود با رنج بسیار همراه است. رنجی که از مقوله ای دیگر است .

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت: 13:06