رژ قرمز/ گلشیری | بلاگ

رژ قرمز/ گلشیری

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

رژ قرمز

 

سیامک گلشیری

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1396

رویای باغ: دیدن عشق قدیمی .
مسافری به نام مرگ: مرد مسافر می گوید مرگ است.
ضجه های پنهان: مادر به دختر کوچک نصیحت می کند ازدواج کند.
رژ قرمز:  مرد شبنم خاطره ....
مهمان هر شب: شبحی که هر شب به اتاق مرد می آید.
مار: کشتن مار!
بعد از مهمانی: زن می خواهد طلاق بگیرد.
ویلاهای آن سوی دریاچه: پسر برای ماهی گیری آمده و مرد مرموزی را می بیند.
لباس های نم دار: زن دارد وسایلش را جمع می کند تا برود.
عنکبوت: مرد به خانه دوستش رفته تا دعوای آنها را آرام کند.
همه ش همین هاس: مرد عکس های دختر را پس آورده.
ابرهای سیاه: زن و شوهر به رامسر رفته اند و با همسایه بغلی دوست شده اند.
قهوه ترکِ کافه فیاما: مرد همسرش را به کافه دوران جوانی اش آورده.
بدلکار: مرد با همسرش دعواهای زیادی دارد و پیش دوستش آمده.
کاپوچینو: آخرین دیدار زن و مرد.
شب آخر: دختر و پسر قدم می زنند و دختر عشق قبلی اش را فاش می کتد .
سنگ سیاه: آوردن بچه ها بر سر مزار پدر بزرگ‌.
خواب: زن خواب بدی دیده و دلش می خواهد به توچال برود.
سایه ای پشت پنجره: دعوای زن و شوهر.
بوی خاک: همسایه های جدید .
خودنویس: مرد همسایه نمی تواند در را باز کند و مرد به کمکش می رود.
موزه مادام توسو:شیر آب باز مانده و زن و شوهر نشغول صحبت می شوند.

آقای گلشیری هم از نویسنده های پر کاری هستند که من شخصا بعضی کتاباشو دوست دارم بعضیاشو نه اکثرا رمان ازش خوندم مجموعه داستان یکی خونده بودم قبلا که زیادم باهاش همساز نشدم و البته که کتاب جدیدشونم مجموعه داستانه.بیشتر داستان ها درباره رابطه زوج هاست و جالبه که مردای قصه وابستگی عاطفی بیشتری به زن ها دارند زن ها قوی ترن و گاهی بدجنس تر حالا امیدوارم واقعیتم به این سمت بره اصلا😎 کتاب نسبتا خوبیه من از بیشتر موضوعات و نحوه بیانش خوشم اومد قوی تر از مجموعه قبلی بود.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

تموم این چیزها می گذره. آدم خیلی زود این چیزها را فراموش می کنه. دارم جدی می گم. شب نشده همه ش یادت رفته. بعد دوباره همه چی می شه عین اولش.

 

می دونی ما امروز وایسادیم مقابل همدیگه و چند دفعه با مشت کوبوندیم تو صورت همدیگه؟ می دونی آقا دست منو گرفت و از پشت پیچوند و با اون دست های گنده اش از پشت زد تو سرم؟ می دونی با لگد محکم کوبوند تو شکمم؟ 

 

برای چی رفتم زن گرفتم؟ برای همین روزها برای وقتی که آدم می خواد یه خاطره ای کوفتی چیزی زو برای یه نفر دیگه تعریف کنه.


برچسب‌ها: سیامک گلشیری, انتشارات چشمه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:45 توسط فرانک |
...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 9:59